ميگويند والنتاين جايی بايد حوالی فردا باشد.تا سال قبل ميگفتم رسم خارجی سوسول پسند اوا بلايی بيش نيست اين روز قديس والنتاين.از پارسال نظرم عوض شد.مگر بايد همه چيز حتمن يک سری در همين ۴ ديواری داشته باشد؟همين که روزيست در جهان که ميشود همصدا با خيلی خيلی انسان های ديگر گفت دوستت دارم آن هم در اين زمانه که خاکستريش بيشتر سياهی دارد تا سپيدی کم غنيمتيست؟
بله زمانی در آن ته ته های تاريخ،ما سپندارمذ داشته ايم يا مهرگان و شايد خيلی چيزهای ديگر...اين توجيهی نیست برای اينکه بزنيم توی سر روز قشنگ والنتاين که مطمئنم زمين ما آن روز انرژی مثبت بيشتری دارد از تکرار آن همه دوستت دارم.به جای حذف والنتاين که دارد به يک سنت جهانی تبديل ميشود اگر خيلی هنر داريم کنارش روزهای ملی خودمان را هم زنده کنيم.من يکی که فرصت دوستت دارم گفتن فردا را به هيچ وجه من الوجوه از کف نميدهم
پی نوشت ۱:گردون فردا را هم با طعم دوستت دارم سرو ميکنيم.يک درنگ ناب اميراحمد نشان هم دارد گردونمان
پی نوشت۲:حالا که خوب نگاه ميکنم اين ستيز با والنتاين در من يکی شايد ريشه در خيلی ناداری های درونی و بيرونی داشت که رنگ و لعابش ميزدم و به اسم رسم خارجی برایش شکلک در می آوردم.حالا که جادوی گفتن خالص دوستت دارم را ميشناسم فکر نکنم بدهکار خودم بمانم روز والنتاين
پی نوشت ۳:از دست پرشين بلاگ به کجا پناه ببريم خوب است؟
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 13:51 توسط امیر
|